ستیز من تنها با تاریكی است و برای ستیز با تاریكی، شمشیر به روی تاریكی نمی كشم، چراغ می افروزم.
پنجم دی روز خير يا خورا، روز درگذشت آشو زرتشت است. آشو زرتشت پس از پايان پيام آوری خود كه آموزش آزادی انديشه، آگاهی، آشتی و همزيستی با انديشههای گوناگون بود در شهر بلخ (مزارشريف) به سر میبرد.
زرتشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت و به لاتین Zoroaster و در اوستا زرثوشتر به معنی "دارندهی روشنایی زرین رنگ" و یا "ستارهی زرین" است.
اشوزرتشت پیام آور خرد و آزادی اندیشه و بنیادگذار كیش زرتشتی یا مزدیسنا و سرایندهی گاتها است.
در هفتاد و هفت سالگی او بود، هنگامی كه گشتاسب كيانی و پسرش اسفنديار، فرمانروای بلخ از پايتخت بيرون رفته بودند، فرمانروای تورانی "ارجاسب" كه دشمن ديرينهی زرتشت بود، درنگی يافته و تورابراتور را با لشگر بزرگی به بلخ فرستاد. تورانيان دروازهی شهر بلخ (مزارشريف) را درهم شكستند و هنگامی كه اشو زرتشت با لهراسب و گروهی از پيروانش، روی هم رفته هفتاد و دوتن در آتشكدهی نوبهار شهر بلخ به نيايش سرگرم بودند به زخم شمشير كشتند.
آشو زرتشت گرچه از جهان رفت و از دیدگان پنهان گشت، ولی روان پاكش همراه با اندیشه و آموزشهای جاودانهاش پیوسته زنده ماند. بزرگ مردی که پس از هزارها سال همچنان نام، راه و اندیشهاش بر تارک هوشمندی راست اندیشان و فیلسوفان بزرگ جهان میدرخشد.
زرتشت هرگز نجنگید و همواره آدمیان را از جنگ و ستیز میپرهیزانید و هرگز اندیشهی خود را برتر یا تك ندانست و به جای آن همزیستی با اندیشههای گوناگون را یاد داد.
آشو زرتشت آموزگار و پایه گذار اندیشهی خو و منش نیك و راستی در گیتی بود كه به سه وَچَك (جمله) كوتاه او "پندار نیك، گفتار نیك، كردار نیك" شناخته شده است، و از دیدگاه پژوهشگران، تنها همین سه وَچَك (جمله) پایهی بنیادین مردم سالاری (دمكراسی) و شیوهی سازماندهی اندیشهها و سُهشها (احساسات) و در پی آن پیشرفت در جهان امروز شناخته شده است.