دیروز واسه مراسم خاکسپاری یکی از اقوام رفته بودیم به گورستان بهشت زهرا که ایشالا قسمت کسی نشه هیچ وقت . چیزی که توجه من رو خیلی به خودش جلب کرد افزایش قابل ملاحظه تعداد مرگ و میر آدما بود که یه وقتایی خروجی مرده شور خونه به سرعت دست نیافتنیه ده مرده بر دقیقه هم میرسید (خدا رو شکرباز هم افتخاری دیگر نصیبمون شد). باور نمی کنید مرده هایی که تو نوبت شست و شو بودند واسه خودشون چه صفی تشکیل داده بودند بنده خداها تو این دنیا که یا تو صف شیر بودن یا تو صف پمپ بنزین ، واسه رفتن زیر خاک هم مجبورن برن توی صف (خدا بیامرز هایده یه چیزایی از پیشگویی میدونست که میگفت : نوبت میگیریم گیج و بی هدف/واسه مردن هم باید رفت تو صف//روزا و شبا اینجور میگذرن/هرجا که میخوان مارو میبرن)
البته واسه رفقایی که کمی نگران شدند باید بگم که اونجا هم قانون اعجاب انگیز بند پ که در هر شرایط زمانی و مکانی موثر ، مفید و کارگشاست میتونه مورد استفاده قرار بگیره و کمی نوبتها رو به نفع میت مورد نظر جابجا کنه .
از اینا که بگذریم میرسیم به حضور گسترده و همه جانبه بستگان و آشنایان که شاید اگه اینجور جاها زیارتشون نکنیم ، عنقریبه که چهرشون رو هم از یاد ببریم . من مطمئنم اگه مردگان عزیز در زمان حیاتشون میخواستند اینا رو به یه مهمونی دعوت کنند عمراً میتونستند نصف این جمعیتی رو که در زمان مماتشون دیدیم دور هم جمع کنند .
راستی از حضور پر رنگ تاج گلای متنوع و زیبایی که برای عرض تسلیت و احترام تقدیم شده بود هم نمیشه به راحتی گذشت ، ولی افسوس از بردن فقط یه شاخه گل برای مرده بنده خدا در زمان حیاتش .
واقعاً وای از این طايفه زنده کش و مرده پرست .
... و این تاریخی است که هر روزه واسه هممون تکرار میشه و شکر خدا هممون هم ازش درس میگیریم !!!
همه مسافر و من درعجب ز طایفه ای که بر به مقصد رسیدگان می گریند .