قمار زندگي
 
اگر انسان شادماني را نيافته باشد، يك شكست خورده است. زندگي اش سرشار است از ناكامي و نااميدي. مي توان اين را در چهره مردم ديد: مردم هرقدر از عمرشان مي گذرد غمگين تر مي شوند. هرقدر سنشان بالاتر مي رود خشمگين تر مي شوند. خشمشان نسبت به زندگي بيشتر مي شود، زيرا زندگي تمام روياهاشان را به باد داده است. اما تقصير زندگي نيست، مقصر اصلي خودشان هستند. خودشان بودند كه زندگي را صرف چيزهاي بي ارزش كردند: پول و ثروت، قدرت و جاه و مقام. اگر به اينها دست نيابي ناكام مي شوي و اگر هم به دستشان آوري ناكامي تو بيشتر مي شود. در واقع دست نيافتن به آنها بهتر است، زيرا آنگاه هنوز اميدي وجود دارد. روزي ممكن است به دستشان آوري و همه چيز روبراه شود. كسي كه به اين چيزها دست يافته ملول و دلتنگ است، زيرا هيچ اميدي ندارد. همه زندگي اش را بر سر اين چيزها قمار كرده. همه زندگي اش در راه دست يافتن به چيزهاي بي ارزش تلف شده اما هنوز مثل گذشته ناخرسند و ناخشنود است. شادماني امري دروني و كاملا فردي و شخصي است. تو مي تواني شادماني را در درون خودت بيابي – به هيچ كس ديگر احتياج نيست. و با يافتن شادماني، پيروز مي شوي. زندگي ات شكوه و زيبايي مي يابد. همه آسمان وجودت ستاره باران مي شود. و آنگاه كه بداني زندگي ات بيهوده نگذشته است، حتي مرگ نيز زيباست. ديگر بيزار و نااميد نخواهي مرد، دركمال شادماني خواهي مرد. مرگ را فرصتي براي استراحت به حساب خواهي آورد. تو ديگر شكوفا شده اي، رايحه ات را پراكنده ساخته اي. اكنون زمان استراحت و زمان نيست شدن در كل فرا رسيده است.

نوشته شده در تاریخ   دوشنبه 4 بهمن 1389 ساعت 9:48 ب.ظ   توسط Mehdi MN نظرات: 0 بازدید: 55
برچسب ها: اميد, زندگي, شادماني, قدرت, پيروز,

آدرس اینترنتی:   http://mehdi.tarlog.com/post/40

تذکر: هرگونه استفاده از این مطلب نیازمند بررسی و اطلاع از حقوق معنوی این نوشته می باشد!